close
چت روم
گذری بر چشمه اسرار آمیز پیر سقا
ads

گذری بر چشمه اسرار آمیز پیر سقا

 

گذری بر چشمه اسرار آمیز پیر سقا
روستای پیرسققا در منتهی الیه جنوب غرب شهرستان چاراویماق و در ناحیه کوهستانی این شهرستان قرار دارد که 40 کیلومتر از قره‌ آغاج فاصله داشته و نصف این راه نیز شوسه می باشد. و همرز مرتع عظیم ایلات و عشایر منطقه "شایوردون" می باشد. و قجه‌لی بودن (این اصطلاح را خود مردم منطقه به کار می برند یعنی اینکه اکثر زمینها و کوههای منطقه برفگیر بوده و تا نیمه های بهار نیز دارای برف می باشند) صحرای این روستا باعث می شود که مرتع غنی ای بوده و محصولات دیمی خوبی داشته باشد، مردمان زرنگ و پرتلاش و سخت کوش و فرزندان باهوش این روستا شهرت منطقه ای دارند. –گفته می شود آب چشمه پیر را می خورند اینقدر زرنگ و باهوشند- تحصیل کردگان زیادی نیز دارند که متاسفانه همه آنها در خارج از شهرستان و حتی آذربایجان می باشند و این روستا و منطقه از وجود آنها بی بهره است. همچنین این روستا چندین نفر روحانی و طلبه دارد و یکی از آنها که از روحانیان قدیمی می باشد همگی در قم و یا تهران ساکن هستند.

 


 
این روستا محل پرورش دام و تولید گوشت قرمز نیز می باشد و شغل مردم دامداری می باشد کشت گندم خیلی اندک بوده که آنهم به خاطر کوهستانی بودن منطقه است می گویند از قدیم چوپانان این روستا در بین چوپانان منطقه ممتاز و برجسته بوده و همیشه دامهای فربه و پرگوشت دارند و معمولا" قیمت شیر فروشی این روستا قیمت معیار و ماکسیمم در منطقه بوده و هست. چوپانان در این روستا ارزش فراوان داشته و ارزشمند می باشند.
گذری بر چشمه اسرار آمیز پیر سقا
 
کسانی از این روستا به کار چوبداری و دللالی حیوانات اشتغال دارند.
 
رفت و آمد اهالی این روستا به روستاهای اطراف و همسایه بیشتر بوده و به خاطر همین ارتباط خوبی با بقیه دارند و همچنین رفت و آمد آنان به منطقه افشار و شاهین دژ با چهارپایان از قدیم الایام بوده و هست و رابطه های سببی با روستاهای همجوار آذربایجان غربی دارند.
 
پیرسققا را در منطقه به اسم چشمه اسرار آمیز "پیر" نیز می شناسند که کمی بالاتر از روستا در دل صخره بزرگی قرار دارد. مردمان ترک "پیر" را جایی گویند که مشخصه بی نظیر طبیعی بوده و به آن اعتقاد معنوی داشته و از آن انتظار شفا و برآوردن خواسته خود را داشته اند برای زیارت به چنین مکانهایی رفته و قربانی می کردند و ... به عبارتی "پیر" همان "اوجاق" می باشد، منتها "پیر" را برای عجایب طبیعی و مکانی بکار می برند. مثلا" درختی را که به آن پارچه می بستند "پیر آغاجی" می گویند و یا "پیربولاغی" –که گویند بالای کوه کوبابا بوده است ولی زنی ندانسته یا عمدی کهنه بچه در آن می شوید که باعث خشکی چشمه می شود. و اوجاق را برای افراد بخصوص سادات مستجاب الدعوه بکار می برند. مثلا" سید محسن اوجاغی و ... و اینکه قلانی اوجاق است یعنی نظرکرده بوده و در برآوردن حاجات مردم و نیازهای آنها دعایشان مورد قبول درگاه الهی می باشد.
 
آری درختان میوه ای خودرو، درختان عجیب و یا کوه خاص و ... را پیر می گفتند و به زیارت آن رفته و از آن انتظار برآوردن حاجات خود را داشتند. و پیر ها را مقدس می شمردند که برای مثال هیچ کس حق نداشت: درخت "پیر" را ببرد، یا تکه ای حتی خشک از آن بسوزاند، چشمه "پیر" آلوده کند، اطراف آنرا بکند یا پر کند
 
و از این نوع محترم شمردنها و ممنوع کردنها در مورد پیرها متناسب با نوع پیر معمول و مرسوم بوده است.
 
یکی از این پیرها نیز در روستای علی بیگلوی سفلی درخت آلوچه ای که بصورت خودرو در دیم روستا رشد کرده است بوده که می گویند مردم نیز به آنجا رفته و ناهار می خوردند. و البته این درخت الان نیز موجود می باشد که حتی میوه هم می دهد.
 
جالب اینکه در منطقه به اسم "پیرقولو: پیرقلی" برای مردان نیز برمی خوریم
 
از کلمه "پیر" در زبان ترکی می شود معانی خوب و صالح و سعادت و ... را برداشت کرد. ضرب المثل "بیر اولسون، پیر اولسون: یکی باشد پیر (عالی و بهترین) باشد" را داریم، یا اصطلاحات "الینین پیری یوخدو: دستش یمن ندارد"، "گؤردۆیۆ ایشین پیری یوْخدۇ: کاری که انجام داده بی اثر است. کار لایقی انجام نداده است"، "پیر اولاسان" که این یکی در زبان فارسی همان "پیر شوی" ترجمه کرده و استفاده می کنند، "ائله پیرلی آدام دگیل: همچین آدم لایقی نیست"، "پیرلی ایش:کار نیک، کار درست و حسابی" و ...
 
در مورد "پیر اولاسان" باید گفت که نوعی دعای مثبت در مورد کار منفی اشخاص است که حالت کنایه ای دارد، مثلا" وقتی ما خواهر کوچکتر خود را اذیت می کردیم مادرمان در حالت عادی و کنایه ای که ما هم اذیت نشویم می گفت: "پیر اولاسوز او اوشاغینان نه ایشیز وار؟: پیر شید با آن بچه چه کاری دارید؟"
 
اما طبیعت جالب توجه چشمه اسرار آمیز "پیر" و نشانه های اطراف و اکناف آن و رفتار خود چشمه باعث شده که از قدیم الایام این چشمه مورد احترام مردم منطقه بوده و باشد و هر کس تا حد توان سالی یکبار لااقل به آنجا رفته و با کشتن بزغاله ای آبگوشت درست کرده مقداری را خودشان خورده و بقیه را در برگشت در روستای خودشان بین مردم تقسیم کنند. "پیر شورباسی"، موقع رفتن به پیر میهمان نیز دعوت می کنند –پیر قوْناغی، پیره قوْناق آپارماق- و حتی بعضی ها نذر می کنند که فلان شود سال دیگر یک بزغاله ببریم پیر
 
در اطراف ای چشمه رودخانه ای فصلی از شاخه های آیدوغمش در جریان است که در یک کیلومتری مسیر خود آبشاری بدیع و دیدنی به ارتفاع 10 متر به وجود آورده، که این آبشار سنگی یکی از بلندترین آبشار طبیعی منطقه است، که البته خود آبشار در فصول کم آبی دارای چشمه طبیعی و زیبا بوده و به آبشار جلوه ای خاص و زیبایی می دهد.
 
 
 
رفتار چشمه: این چشمه در طول شبانه روز قطع می شود و فقط 4 بار آنهم به طور منظم و در فواصل مساوی جاری شده و دوباره خشک می شود و همین خصوصیت چشمه باعث پیرشدن آن شده است. قدیمی ها می گویند که حتی کسانی از آن میوه های گوناگون نیز مخصوصا" آلبالو گرفته اند. آب جاری شده خیلی خنک می باشد.
 
عقیده مردم بر این است که این چشمه به روی افراد خوب و صالح باز می شود و اگر فرد بد و غیرصالحی با نیت باز شدن این چشمه به آنجا رود آب جاری نمی شود و گویند "پیر اوزونه آچیلمادی: پیر به رویش باز نشد" و منقول است که در اواخر دوران قاجار صوله السلطنه حکمران مطلق العنان منطقه به این نیت یک هفته ای در آنجا اردو زد اما آب جاری نشد ولی بعد از یک هفته به محض فاصله گرفتن حکمران از چشمه آب جاری می شود و هر چه خادمین و مباشران تقاضا می کنند حضرت حکمران برگردد و با آن آب دست و رویی بشوید که این آب به یمن حضور حضرتش جاری شده – کاری همیشگی متملقین- برنمی گردد و اعلام می کند که این آب به روی ما باز نشد و راه خود را گرفته به مقر خود در روستای سریک برمی گردد.
 
مردمان روستا از وجود آیینه سنگی در وسطهای این صخره ها و قبرهای معکوس در اطراف این چشمه می گویند که چندین سال پیش بوسیله عده ای چپاول گشته و قبرها خالی شده اند و آیینه شکسته شده از بین رفته است و حتی از زخمی و یا کشته شدن دو نفر سودجو برای رسیدن به این آیینه می گویند. به عقیده آنها این قبرهای سروته پر از عتیقه و چیزهای ارزشمند بوده و حتی سنگهای روی قبرها خیلی ارزشمند بوده است که مردم منطقه به خاطر احترام هیچ وقت به آن دست نمی زدند اما حدود چندین سال پیش درست در زمانی که این مکان هیچ صاحب و نگهبانی نداشته تمام آن اشیاء و شنگهای قیمتی به تاراج سودجویان از خدا بی خبر رفته است.
 
چنین پیرهایی را در روستاهای مختلف می شود دنبال کرد مثلا" در روستای قوشقووان بالا نیز گویند درخت پیری بوده است و ...
 
اما وجوه گفته شده برای چشمه پیر روستای پیرسقا باعث شده که این مکان تا حالا نیز زائران خود را داشته باشد و مسؤلین محلی در چندین سال گذشته با اهتمام استانداری شروع به ایجاد امکانات رفاهی و گردشگری در اطراف این چشمه کرده اند و با تبلیغات سعی در جذب گردشگر دارند و همچنین خروجی چشمه را با سیمان و ... ساخته اند که گرچه مردم محلی از این کار ناراضی اند اما بالاخره کاری انجام شده است.
 
حالا تلاش مسؤلین بر این است که این ناحیه به قطب گردشگری در شهرستان و استان تبدیل شود ولی به نظر می رسد آسفالت نبودن همه جاده دسترسی به آن از طرفی و وجود سربالایی بیش از حد "شککو shakko" در مسیر برگشت آن هر کسی را برای رفتن به چنین جایی بی میل می کند هرچند از نظر طبیعت و آب و هوا جایی خیلی زیبا و جالب می باشد و امید است که هر چه زودتر امکانات رفاهی بیشتر و بهتری در اطراف آن البته با حفظ ساختار اصلی و طبیعی منطقه ایجاد شود بلکه چراغی در تاریکی این ناحیه منزوی و رو به اضمحلال باشد. در پایان عکسهایی از این پیر زیبا می بینیم.
 
* مردم این روستا و اطراف اسم این روستا را "پیرسققه"و گاهی"پیرزققه" تلفظ می کنند. البته تبدیل "س" به "ز" در ترکی قاعده ای طبیعی است.